نی نی جونم

حرفای مامان با خدای نازنین

همه ی آنچه که دلیلی شد تا بخندیم و همه ی آن چیزی که بهانه بود برای گریستن ؛ هر چه که بود گذشت و گذشت پس سپاس می گوییم خداوند مهر و ماه را برای تمام نعمتهایی که به ما ارزانی داشت , برای تمام روزهای آفتابی و  برای تمام روزهای غمگین ابری و بارانی, برای غروبهای آرام و شبهای تاریک و طولانی, برای تمام چیزهایی که به ما قرض داد و باز پس گرفت, برای تمام لبخند های محبت بار و دستهای یاری رسان  برای همه ی آن عشق و محبت و چیزهای شگفت انگیزی که دریافت کردیم برای تمام گلها و ستارگان  برای تداوم حیات , برای سر پناهی که در اختیارمان نهاد برای غذایمان و بر آورده کردن تمام نیازهایمان برای سلامتی و بیماری , برای غمها و شا...
19 آذر 1390

عزیز دل مامان و بابا

         گل پسر مامان و بابا اونقدر دلمون میخواد بغلتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت کنیم بچلونیمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ببوسیمتتتتتتتتتتتتتتتتتتت که فکرشم نمیتونی بکنی دوستت داریم یه دنیا یه عالمه قد تموم ستاره های اسمون                                                عاشقت مامان و بابا ...
19 آذر 1390

دلتنگی مامان 89.10.23

سلام گل قشنگ مامان و بابا این روزا خیلی دلتنگم.چند وقتی میشه.دقیقا یه ماه وپنج روزه که از مامان جون و باباجون و خاله هات دورم و... دلم واسشون خیلی تنگ شده و هر روز آرزو می کنم که ای کاش میشد که زودتر ببینمشون   دلم واسه تو هم تنگ شده کاش زودتر به دنیای بزرگ و شلوغ ما آدما قدم می گذاشتی تا دل مشغولی منو بابایی باشی برای حس کردنت دلتنگیم و هر روز بیش از پیش نیازمند بودنت  هستیم دوستت داریم بیشتر از دیروز و کمتر از فردا   ...
19 آذر 1390

یه عالمه شوق 89.9.20

      سلام امروز خیلی بهت فکر کردیم وبا بابایی یه عالمه در موردت حرف زدیم آخ خ خ خ خ خ که چقدر دلمون می خواست بغلت کنیم.ببوسیمت.عطر تنت رو حس کنیم و ............................................................ بگذریم من و بابایی از همین حالا دلتنگت هستیم وبرای به وجود اومدن و دیدن وحس کردنت لحظه شماری میکنیم از صمیم قلبمون.از ته ته دلمون دوست داریم             ...
19 آذر 1390

کلام اول90.3.11

از خیلی وقت پیش تصمیم گرفته بودیم واست تمام حرفای دلمون رو بنویسیم .درست از همون روز ازدواجمون اما تقدیر اینجوری بود که امروز نی نی وبلاگ رو پیدا گنیم و باهات حرف بزنیم و این میشه اولین حرفای ما: سلام عزیز دل مامان و بابا من و بابایی تازه ازدواج کردیم و تو  هنوز به دنیا نیومدی.یعنی اصلا به وجود هم نیومدی ولی من و بابایی عاشقتیم تازه از همین الان اسمتو  هم انتخاب کردیم قند عسل مامانی و بابایی (باربد) یه عالمه دلتنگت هستیم و واسه دیدنت لحظه شماری می کنیم. دوستدارت از اول تا آخر دنیا مامان و بابا     عزیز دل  مامان و بابا: تولد ،علامتي است پر معنا  در سر رسيد زندگي ما   گا...
19 آذر 1390

پیری

یگانه ام: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم... وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمید...
19 آذر 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی جونم می باشد