حرفای مامان با خدای نازنین
همه ی آنچه که دلیلی شد تا بخندیم و همه ی آن چیزی که بهانه بود برای گریستن ؛ هر چه که بود گذشت و گذشت
پس سپاس می گوییم خداوند مهر و ماه را
برای تمام نعمتهایی که به ما ارزانی داشت ,
برای تمام روزهای آفتابی و برای تمام روزهای غمگین ابری و بارانی,
برای غروبهای آرام و شبهای تاریک و طولانی,
برای تمام چیزهایی که به ما قرض داد و باز پس گرفت,
برای تمام لبخند های محبت بار و دستهای یاری رسان
برای همه ی آن عشق و محبت و چیزهای شگفت انگیزی که دریافت کردیم
برای تمام گلها و ستارگان
برای تداوم حیات , برای سر پناهی که در اختیارمان نهاد
برای غذایمان و بر آورده کردن تمام نیازهایمان
برای سلامتی و بیماری , برای غمها و شادیها
برای تمام تنهاییها, مسائل و مشکلات, تردیدها و اشکها ,
چرا که همه ی اینها برای نزدیکتر شدن به او یاریمان کردند
.gif)
پروردگارا از تو می خواهم آنقدر به من ایمان عطا کنی
تا در هر آنچه بر سر راهم قرار می دهی تو را ببینم و خواستت را.
آنقدر امید و شجاعت تا نومید نشوم
و عشق و محبت , هر روز بیشتر از روز قبل نسبت به خودت و آنان که اطرافم هستند.
پروردگارا به من قلبی فرمانبردار, گوشی شنوا, ذهنی هوشیار, و دستانی ساعی عنایت فرما تا بتوانم تسلیم رضایت گردم و آنچه را که برای رسیدن به کمال برایم خواسته ای بپذیرم
خدایا بر تمام عزیزانم برکت و بهروزی عطا کن
و صلح و دوستی و آرامش بر قلوب انسانها حاکم گردان.
امیدوارم بتوانیم سبزترین خاطراتمان را در سالهای گذشته مرور کنیم
و بودنهایمان را با آنهایی که دوستشان داشته ایم,
و زیر شمشادهای باغچه مان چاله ای بکنیم و
در آن به خاک بسپاریم تلخی های گذشته را.

حرفای مامان با خدای نازنین
